سيد علي اكبر قرشي

97

قاموس قرآن ( فارسي )

2 . مىشود . اين لفظ تنها يك بار در قرآن آمده است . كدى : * ( أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى . ) * * ( وَأَعْطى قَلِيلًا وَأَكْدى ) * نجم : 33 و 34 . كديه چنان كه طبرسى و راغب گفته صلابت زمين است كه چاه كن چون به آنجا رسيد مىبيند كه از جوشيدن آب مانع است « اكدى فلان : قطع العطاء و بخل » يعنى آيا ديدى آنكس را كه از حق رو گرداند و كمى انفاق كرد و قطع نمود ؟ اين لفظ فقط يك بار در قرآن يافته است . در مصباح گفته : « الكدية : الارض الصلبة » . كذب : ( بر وزن وزر ، و كتف ) دروغ گفتن . صحاح و قاموس و اقرب و غيره هر دو وزن را مصدر گفته‌اند ولى استعمال قرآن نشان ميدهد كه كذب ( بر وزن وزر ) مصدر است مثل * ( وَإِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْه كَذِبُه ) * غافر : 28 . و كذب ( بر وزن كتف ) اسم مصدر است بمعنى دروغ مثل * ( يَفْتَرُونَ عَلَى الله الْكَذِبَ ) * نساء : 50 . چون كذب مفعول يفترون است لذا اسم است نه مصدر يعنى بر خدا دروغ مىبندند . و اگر تنزّل كنيم بايد بگوئيم : كذب ( بر وزن كتف ) با آنكه مصدر است در قرآن پيوسته بمعنى مفعول ( مكذوب فيه ) آمده على هذا معنى آيهء فوق چنين است كه بر خدا شىء مكذوب فيه نسبت ميدهند * ( وَجاؤُ عَلى قَمِيصِه بِدَمٍ كَذِبٍ ) * يوسف : 18 . يعنى بر پيراهن يوسف خون دروغ و مكذوب فيه آوردند ( خون ديگرى بود بدروغ گفتند : خون يوسف است ) . كذب ( بر وزن وزر ) يك بار و كذب ( بر وزن كتف ) سى و دو بار در قرآن مجيد آمده است . * ( ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ) * نجم : 11 . « كذب » را در آيه با تشديد و تخفيف هر دو خوانده‌اند در قرآنها با تخفيف است فاعل « رأى » ظاهرا حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله است نه فؤاد اگر با تشديد بخوانيم معنى چنين مىشود : قلب آنحضرت آنچه را كه با چشم ديد تكذيب نكرد و اگر با تخفيف بخوانيم شايد آن بمعنى خطا باشد مثل « ما فى